در قطعه ۲۶ گلزار شهدای بهشت زهرا(س)یادبودی است که خیلی‌ها با دیدن عکس صاحب آن و عنوان «شهید گمنام» که روی سنگ مزار نوشته شده، می‌روند و زائر شهید مفقودالاثر «ابراهیم هادی»می‌شوند. شهیدی که برای بچه‌های جنوب شرق تهران و کسانی که اهل دل هستند،خیلی عزیز است . البته این شهید برای جوان‌هایی که کتاب «سلام بر ابراهیم» راخواندند، حال و هوای دیگری دارد.امشب در تولد این شهید عزیز خاطره ای از ایشان به روایت عباس هادی میخوانیم .نشسته بودیم داخل اتاق. مهمان داشتیم. صدایی از داخل کوچه آمد. ابراهیم سریع از پنجره نگاه کرد. شخصی موتور شوهر خواهر او را برداشته و در حال فرار بود!بگیرش ... دزد ... دزد! بعد هم سریع دویدم دم در. یکی از بچه های محل لگدی به موتور زد. دزد با موتور نقش بر زمین شد!تکه آهن روی زمین دست دزد را برید و خون جاری شد. چهره زرد دزد پر از ترس بود و اضطراب. درد می کشید که ابراهیم رسید. موتور را برداشت و روشن کرد و گفت: سریع سوار شو!رفتند درمانگاه، با همان موتور. دستش را پانسمان کردند. بعد هم با هم رفتند مسجد! بعد از نماز کنارش نشست؛ چرا دزدی می کنی!؟ آخه پول حرام که ... دزد گریه می کرد. بعد به حرف آمد: همه این ها را می دانم. بیکارم، زن و بچه دارم، از شهرستان آمده ام. مجبور شدم.ابراهیم فکری کرد. رفت پیش یکی از نمازگزارها، با او صحبت کرد. خوشحال برگشت و گفت: خدارا شکر، شغل مناسبی برایت فراهم شد. از فردا برو سرکار. این پول را هم بگیر، از خدا هم بخواه که کمکت کند. همیشه به دنبال حلال باش. مال حرام زندگی را به آتش می کشد. پول حلال کم هم باشد برکت دارد.هدیه به شهیدان صلوات ?#دفاع_مقدس #جبهه #شهیدان_زنده_اند #شهدای_ایران #شهدا_زنده_اند #شهیدان_دفاع_مقدس #شهیدان_مدافع_حرم #شهدای_ایران #خاطرات_شهید #زندگینامه_شهدا #وصیت_نامه_شهدا #شهید_هادی #شهید_ابراهیم_هادی