?یکی از هم رزمان شهید بروجردی، در خاطره ای از این سردار شهید بیان داشته است:?بعد از شهادت فرمانده، محور غرب، شهید ناصر کاظمی، شهید بروجردی که هیچ وقت لبخند از چهره اش محو نمی شد، کم تر لبخند به لب دیده می شد. یک روزکه خیلی در فکر بود، رو به من کرد و گفت: *خواب دیدم من و ناصر با هم درعملیاتی بودیم. داشتیم داخل یک شیار می دویدیم و منطقه پر از آتش بود. ناصر با چالاکی جلوتر از من به سرعت می دوید. ناگهان شیار به یک جای بلندی می رسیدکه ناصر به راحتی گذشت و رد شد، اما من هر بار لیز می خوردم. یک دفعه ناصر دستم را گرفت و به سادگی مثل پرکاه مرا بالا کشید.وقتی بالا آمدم و تاریکی و ترسناکی پایین را دیدم، خدا را شکر کردم که آن جا نیستم. ان شاءاللّه من هم شهید می شوم* ?مدتی کوتاه پس از این ماجرا، ایشان که عمری در مبارزه بودند،در اول خرداد سال 1362، وقتی برای پاک سازی مهاباد راهی آن جا شده بود، در ساعت دوازده ظهر بر اثر انفجار مین در جاده مهاباد ـ نقده به شهادت رسیدند. ???. *روحش شاد و یادش گرامی باد*???.#رزمنده#رزمندگان #رزمندگان_اسلام #دلاورمردان_ایران #دلاوران_نام_آوران #قهرمانان_جنگ #جنگ #جنگ_تحمیلی #دفاع_مقدس #دفاع_مقدس_شهدا #جهاد_مقدس #مدافعان_اسلام_ناب_محمدي #مدافعان_اسلام#سالروز_شهادت#سالروز_شهادتت_مبارک #سالروز_شهادتت_مبارک??? #سالروز_شهادت?