.قد ابرای نباریده پُرمقد شاخه های بارون خوردهیکی انگار مث این بیداریتو رو از خواب عمیقم بردهرد دامن تو رو می گیرممی رسم به خونه در وا می شهرو به آینه که می رم تصویرتته قاب کهنه پیدا می شهبا چه حالی تو رو پیدا می کنملای عکسای قدیمی که داریدوس دارم بغل کنی منُ بازمبا همون حس صمیمی که داریقد ابرای نباریده پُرمقد بغضی که پُر خاطره هاسروسریتُ وا نکن می ترسمرد موهای سفیدت پیداس “خیال خوب با تو بودنتو این زمونه دس نمی دهیکی تو رو ازم گرفتهکه دیگه ساده پس نمی ده” ”تو مثل خستگی، عمیقیشکسته مثل برگ زردیتو رو نفس کشیدم از جاننگو که مادری نکردی”#رباب#جان#مادر #روز#مبارک