زد بَباید به سر و نعره چو خر باید کردهمه را باید ازاین دست خبر باید کردبکنم امر به معروفی اگر داری هوشگوش را پاره و جر داده و کر باید کردلوله ی حنجره را پاره و جِر باید دادسینه را تکه به تکه چو حجر باید کردز غم درد وطن سینه بباید پرداختبه غم و درد عرب سینه سپر باید کردهشت سال آنکه تجاوز به نوامیست کردبایدش گنبد و منّار به زر باید کردعقل را کشت و رگ علم به می باید شستفهم را زخمی زنجیر و تبر باید کردبه تجاوز همه اولاد وطن باید کردخلق را غارت و در کوه و کمر باید کردجانفروشی هنری هست که خوبان دانندباید آموخت و اینگونه هنر باید کردبچه بازی هنری هست که باید آموختهمه اولاد وطن را به دبر باید کردسپس از توبه گناه تو و من باید شستبه ریا در دل مخلوق اثر باید کردبه هنر جا نکند کس به دل نادان جایکیسه از بی هنری پر ز گهر باید کردقفل باید به دهان زد و لب شاعر دوختآتش افروخت و او را به شرر باید کرد ۹۸/۶/۸سعید احمدیفالو کن شعرای جدیدمو خواهم گذاشتصفحه رو جدید باز کردم#فردوسی#رستم#جنگ#دفاع_مقدس#جنگ_ایران_عراق#ایرانی#درد_وطن#تجاوز#بابک_خرمدین#تورک#ترک#ستارخان#نبرد_قادسیه#نوحه